شهرنشینی

در ایران تمام اماکنی که دارای حداقل 000/10 نفر جمعیت باشند عنوان شهر را دارند. با این وجود بسیاری از شهرها هستند که وسعت و جمعیت لازم را نداشته و بخاطر موقعیتهای ارتباطی، استراتژیکی، سیاسی، اداری و یا عوامل دیگر در ردیف شهرهای واجد شرایط قرار گرفته‌اند.

                براساس داده‌های سرشماری سال1375جمعیت شهرنشین ایران 8/36نفر بوده است که 3/61 درصد از جمعیت کل کشور را شامل می‌شود. با آن که این جمعیت متجاوز از  جمعیت ایران بوده است و نسبت به جمعیت روستائی کشور درصد زیادی از زیر پوشش مراکز شهری گرد آورده است.

 با اینحال چون اکثر این جمعیت تا گذشته‌ای نه چندان دور در مراکز روستائی اسکان داشته و هنوز فرهنگ کامل شهرنشینی را تجربه نکرده‌اند و به همین خاطر تبعات شهرنشینی آنان نه در قالب شهرنشینی با فرهنگ مخصوص آن جای می‌گیرد و نه در قالب روستانشینی می‌گنجد، در نتیجه قرارگیری در برزخ شهر و روستا خود پدیده نوظهوری است که باید آن را ناشی از تحول دوره گذار و انتقال از فرهنگ روستانشینی و ورود به فرهنگ شهرنشینی دانست. با این حال هرسال که پیش می‌رود در حدود یک درصد از جمعیت روستانشین ایران کاسته شده و به جمعیت شهرنشین کشور افزوده می‌شود.

برپایه آنچه گفته شد تعداد شهرهای ایران که در سال 1335در حدود 130 شهر کوچک و بزرگ بود تا سال 1375به 614 شهر افزایش یافت. لازم به یادآوری است که اغلب مراکز شهری ایران از نوع کوچک و متوسط بوده و تعداد شهرهای بزرگ آن چندان زیاد نمی‌باشد. تهران که یک مرکز بزرگ اداری، صنعتی، امنیتی ، سیاسی، فرهنگی و رفاهی است، بزرگترین شهر ایران و یکی از کلان شهرهای جدید است که در بین شهرهای چند میلیون نفری جهان جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. جمعیت این شهر در سال 1375، 348/794/6 نفر و دیگر شهرهای میلیون نفری ایران شامل مشهد با (1887405) نفر، اصفهان با (1266072 نفر) تبریز با (1191043 نفر) و شیراز با1053025نفر به ترتیب مقام‌های اول تا پنجم را داشته‌اند.

 

کوچ نشینی پدیده‌ای است که از هنگام تربیت دام توسط انسان حدود7000 سال قبل آغاز شده و از هزارة پنجم پیش از میلاد به صورت یک شیوة معیشتی در دامنه‌های کوهستانی برخوردار از ریزش‌های جوی که موجب بسترهای مرتعی برای چرای دامها و بخصوص گوسفند و بز می‌باشند. مورد اقتباس قرار گرفته است.)

 (world Regional Geagraphy. P. W. Engllish, P. 6.)  

اولین جایگاه ظهور آن در ایران دامنه‌های زاگرس بوده و به تدریج که ورود آدمی به سرزمین‌های پست‌تر مورد توجه قرار گرفت کوچ‌نشینی جزء اشتغالات معیشتی جمعیت‌های بیشتری قرار گرفت که اکنون در بسیاری از سرزمین‌های جهان و از جمله ایران جمعیت‌هائی از این طریق امرار معاش می‌نمایند.

                مروری بر سوابق کوچ‌نشینی در ایران بیانگر این است که این شیوة معیشتی بخش عمده و تفکیک ناپذیری از اقتصاد گذران مردم ایران را تشکیل می‌داده و تا قبل از ایجاد حکومت‌های مقتدر پادشاهی در ایران توده‌های عظیمی از جمعیت کشور از این طریق امرار معاش می کرده‌اند.

در کتاب کوچ و کوچندگی در ایران تالیف آقای دکتر عباس بخشنده نصرت درصد کاهش سالیانه جمعیت کوچ‌نشین ایران  5/3  ذکر گردیده، در این زمینه همچنین گفته شده است که نسبت جمعیت کوچنده به کل جمعیت کشور از 77درصد در سال 1285به 23 درصد در سال1317 تقلیل یافته است. اولین اطلاعات مدون در مورد جمعیت عشایر ایران در کتاب ایرانشهر به چشم می‌خورد که در سال 1342 هجری شمسی و با حمایت کمیسیون ملی یونسکو در ایران و در دانشگاه تهران به چاپ رسید و در آن کتاب جمعیت عشایر ایران 231134 خانوار بود که اکثر آنان در استانهای آذربایجان غربی با 37256 خانوار و اصفهان با 36318 خانوار زندگی می‌کردند.

در سرشماری سال 1345، در نشریه مربوط به سرشماری عشایر، کل جمعیت عشایر ایران 462146 نفر ذکر شده است که معادل 8/1 درصد از کل جمعیت کشور را در بر می‌گرفته است. در این سرشماری حداکثر جمعیت کوچنده با 121831 نفر مربوط به استان فارس بوده است.

روندهای مهاجرت

در هر یک از زمینه‌های مطالعاتی جغرافیا تجزیه و تحلیل روندهای مهاجرت اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. مهاجرت یکی از جنبه‌های تحلیلی جمعیت هر مکان است که به نقل و انتقال یا جابجایی سکونتی مردم از یک مکان به مکان دیگر مربوط می‌شود. مردم معمولاً از سرزمین‌هائی که شرایط اقتصادی آنها ضعیف، ناکافی و نارسا است و یا اختلافات نژادی، قومی، مذهبی، زبانی و یا سیاسی موجود در آنها تنش‌های اجتماعی بوجود می‌آورد خارج می‌شوند و به مناطقی که دارای جاذبه‌های شغلی بهتر، دستمزدهای بالاتر، محرکهای اقتصادی و یا اجتماعی بیشتر و اختلافات فرقه‌ای، قومی و نژادی و غیره در آنها کمتر بوده و یا وجود ندارد وارد می‌شوند. به گفته دیگر مهاجرت از یک مکان، شاخص فشار جمعیت بر منابع و پاره‌ای از گروههای اجتماعی آن جا است، در صورتی که مهاجرپذیری یک منطقه به قدرت منابع و ساختار سالم اجتماعی آن جا مربوط می‌شود.

                با آنکه آمارهای مربوط به مکان تولد افراد مهاجر در شناخت سرزمین های مهاجرپذیر نقش عمده و یاری کننده‌ای دارند، با این حال در تعیین علل دامنه مناطق مهاجر فرست، عوامل تاثیر گذار را روشن ننموده و در این رابطه چیزی را معلوم و آشکار نمی‌سازد. این آمار همچنین درباره تعداد و تکرار رفت و آمدهای مهاجرین ساکت و اطلاعاتی در اختیار اهل تحقیق نمی‌گذارئ. براین اساس بررسی‌ها و ملاحظه روندهای مهاجرت در رابطه با آمار و مکانهای تولد بر اصول کلی باقی خواهد ماند.

در طول ده سال فاصله 1365 تا 1375تعداد 8718770نفر به استنانهای کشور وارد و یا در داخل آنها جابجا شدند. 72/33 درصد از مهاجران محل زندگی گذشته‌شان در سایر استانها،46/26 ساکن سایر شهرستانهای استان محل سرشماری و  57/36 درصد قبلاً ساکن شهرستان محل سرشماری خود بودند. تولد 25/3 درصد بقیه مهاجران نیز در خارج از کشور بوده و یا محل زندگی گذشته خود را ذکر نکرده بودند. مقایسه محل زندگی قبلی مهاجران با محلی که در آن سرشماری شده‌اند نشان می‌دهد که  68/21 درصد از روستا به شهر، 59/46 درصد از آنان از شهر به شهر، 82/10 درصد از روستا به روستا و 67/17 درصد بقیه از شهر به روستا مهاجرت کرده‌اند.

الف ـ در میان مناطق مختلف مهاجرپذیر کشور، تهران با پذیرش بیش از 425 هزار مهاجر از سرزمینهای دور و نزدیک کشور در دهه 1365 تا 1375 بیشترین نقش را در جذب مهاجرین کشور داشته است.

ب ـ پس از منطقه تهران منطقه خوزستان با پذیرش بیش از 100 هزار نفر مهاجر دومین مکان از نظر جاذبه‌های مهاجرتی بوده است. با آنکه منطقه خوزستان بزرگترین ضربه‌های اقتصادی و انسانی را در طول جنگ تحمیلی متحمل و مراکز شهری و روستائی آن به تعداد قابل ملاحظه‌ای تخریب گردید، جاذبه‌های اقتصادی، عمرانی و خدماتی آن دارای چنان اهمیتی است که توجه و اجرای طرحهای عمرانی و بازسازی مراکز صنعتی، استخراجی و خدماتی آن با گذشت هر لحظه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. لذا به همین خاطر است که با پایان یافتن جنگ تحمیلی عمران و آبادانی خوزستان در اولویت قرار گرفته و در طول دهه 65 تا 75 پس از تهران توجه به منطقه خوزستان دومین جایگاه را بخود اختصاص داده است.

مهاجرتهای برون مرزی

بررسی فرایند پذیرش اتباع خارجی در کشور نشان می‌دهد در بین مناطق مختلف کشور منطقه تهران با پذیرش بیش از 300هزار نفر مهاجر خارجی اولین جایگاه را در ایران بخود اختصاص داده است. این وضعیت را باید ناشی از جاذبه‌های مختلف شغلی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دانست. دومین مقام را از نظر پذیرش مهاجرین خارجی منطقه جنوب شرقی ایران و بخصوص استان سیستان و بلوچستان دارد. استان سیستان و بلوچستان در طول دهه 65 تا 75 پذیرای متجاوز از 160 هزار نفر مهاجر قانونی وثبت شده و چند برابر آن از مهاجرین غیر رسمی و ثبت نشده بوده است. سومین مقام از این نظر به منطقه شمال شرقی ایران تعلق دارد که با حدود 150 هزار مهاجر قانونی و ثبت شده و سه تا چهار برابر آن مهاجر غیرقانونی و ثبت نشده را در خود جای داده است.

 کیفیت جمعیت روستائی ایران

بستر جغرافیائی ایران از حدود هفت هزار سال پیش از میلاد که توان‌های محیطی خود را در اختیار اولین بنیانگذاران زندگی یکجانشینی یا روستائیان اولیه قرار داد شاهد تحولات و تغییرات زیادی در تعداد اماکن و روستائی و تعداد روستائیان و چگونگی توزیع و تراکم آنان بوده است. آنچه در این رابطه آشکار و قابل بیان است این است که فزونی و غلبه جمعیت روستائی بر جمعیت شهری تا دهة 65ـ1355ادامه داشته و برای اولین بار در سرشماری سال 1365معلوم گردید که روند شهرنشینی سریع و مهاجرت روستائیان به مراکز شهری از سال 1341 که اصلاحات ارضی شروع شد و بخاطر عدم طراحی و برنامه‌ریزی درست نتوانست در مهاجرت روستائیان به مراکز شهری مانعی ایجاد کند، توازن جمعیت روستائیان را برهم زده و درصد جمعیت روستائی کشور به کمتر از 46 درصد از کل جمعیت ایران تنزل کرده است.

از آنجا که کشف علل و ریشه‌یابی مسائل و جلوگیری از فرآیندهای نامناسب و زیان آور چنین پدیده‌هایی که نظام اجتماعی ایران را نامتعادل و برهم می‌زند کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد متاسفانه نه تنها به این مهم توجه نشده بلکه روز به روز بر سرعت و شدت آن افزوده گردید، بطوریکه براساس آمار  1375 درصد جمعیت روستائی کشور از 39 درصد پائین‌تر آمده و این روند همچنان ادامه خواهد یافت.

در ایران مسئله توریسم تاکنون جایگاه واقعی خود را نیافته است و علیرغم موقعیت مناسب و مساعد جغرافیائی بین دنیای شرق و غرب و وجود بسیاری از مواهب طبیعی، فرهنگی و اسلامی و انواع جاذبه‌های قابل عرضه به بازارهای توریستی بین‌المللی، درآمد ارزی ایران از این بابت بسیار ناچیز بوده و قابل توجه نمی‌باشد.

لذا باتوجه به اینکه جمعیت کشور رو به افزایش است و درآمد حاصله از نفت که میزان آن نیز گهگاه رو به کاهش نهاده و بهره‌برداری بیش از حد آن نیز عادلانه نیست، نمی‌تواند نقش عمده‌ای را در توسعة اقتصادی ـ اجتماعی کشور عهده‌دار باشد، به همین علت برای رونق بخشیدن به فعالیتهای اقتصادی در کشور و ایجاد رشد و توسعه‌ای هماهنگ، بخشهای صنعت و کشاورزی را می‌بایست بازسازی نمود و بخش سومی تحت عنوان توریسم ر ابدان افزود و به آن بها داد، چرا که رونق بخشیدن به آن نیاز سرمایه‌گذاری کمتری در مقایسه با بخش کشاورزی و صنعت دارد.